|
|
تغییر ذهنیت |
|
|
حتما در شروع سال جدید یکبار دیگه CD#3 رو به همراه بالاسریهاتون دیدید. خوب هممون میدونیم که این CDشروع آموزشهای پایه ماست.به نظر من و البته مطمئنم به نظر شما هم این CDمهمترین و البته زیباترین قسمت آموزشهای پایه ماست. خوب از اونجائیکه خیلی اهمیت داره که ما بتونیم این CD رو به بهترین شیوه توضیح بدیم، تصمیم گرفتم چند قسمت این CD رو که به نظرم خیلی مهمه رو براتون توضیح بدم: Paradigm Shifts & خوب این موضوع اولین قسمت آموزشهای پایه و مقدماتی ماست که معناش اینه: تغییر الگویی و چگونگی ایجاد یک سازمان اما چون نمیشه اینجا در مورد تمام این قسمت صحبت کرد من فقط می خوام چند تا نکته رو که به نظر من جالب هستند رو براتون روشن کنم: 1. تغییر الگوئی به معنای تغییر نگرشه و خود جو هم چند تا مثال میزنه، مثلا میگه که از بچگی توی ذهن ما این بوده که داشتن ارتباطات زیاد می تونه عامل موفقیت ما توی همه کارها باشه اما میگه که توی این کار داشتن ارتباطات زیاد مؤثر نیست و مهم دایره نفوذی که افراد بر روی هم دارند. نکته جالب اینه که ما بدونیم درسته که شاید داشتن ارتباطات زیاد مهم نباشه، اما به نظر من توانایی برقراری ارتباط با دیگران بسیار مهمه. یعنی این خیلی مهمه که ما بتونیم با بقیه (بخصوص افراد تیممون) ارتباط مؤثری برقرار کنیم و بتونیم دایره نفوذ خودمون رو روی اطرافیان خودمون گسترش بدیم. 2. نکته دوم که خیلی مهمه اینه که در اولین قسمت آموزشهای ما در مورد چگونگی ایجاد یک سازمان صحبت شده و این نشون میده که چقدر اهمیت داره که ما بفهمیم در اینجا مشغول ساختن فنداسیون و پایه های یک سازمان جهانی هستیم. و سازمان ماست که قراره رشد کنه و بزرگتر بشه و نه خود ما. فرض کنید این نگرش تمامی افرادی باشه که در سازمان شما مشغول فعالیت هستند، یعنی همه خودشونو مالک سازمانی بدونن که مشغول به ساختنش هستند و قراره سازمانشون بر اساس پایه هایی که اونها بنا کردند در تمام دنیا رشد کنه. مطمئن باشید که اگه همه ما از روز اول با این نگرش به کار نگاه کنیم، یه جور دیگه آموزش می بینیم، یه جور دیگه آموزش میدیم و مطمئن باشید که یه جور دیگه با بالاسریها و زیرمجموعه هامون برخورد می کنیم. 3. you must have a right frame of mind این یکی از زیباترین جملات جو در این سی دیه و معناش اینه که شما باید یک چهارچوب درست فکری داشته باشید. اما نکته مهم اینه که این چهارچوب چیه و ما چطور می تونیم به اون برسیم. به نظر من این خیلی گسترده است و نمیشه در یک جمله و یا یک پاراگراف اونو توضیح داد، اما مهمترین چیزی که در این مورد به نظرم میرسه اینه که ما بدونیم چه کار می کنیم و به چه سمتی در حرکت هستیم. خوب مطمئنا همه میگن که دست ما اصولیه، اما اگه از خیلی ها اینو بپرسی که این اصول چیه نمی تونن جوابی بدن. به نظر من اصول یعنی قواعد و پارادایم هایی که من و تیمم به درستی و کارا بودن اونها هیچ شکی نداریم و مطمئن هستیم که اگه این قواعد رو برای رشد سازمانمون بکار ببندیم، صد در صد موفق خواهیم بود. حالا اگه می خواهید که خود شما و بچه های مجموعه شما یک چهارچوب درست فکری داشته باشند، بشینید و به این فکر کنید که آیا پارادایم های شما مؤثر و کارا هستند یا نه و این رو به تمام بچه های مجموعتون هم آموزش بدید. 4. Attitude determines attitude نگرش، نگرش پدید می آورد. این آخرین قسمتی که می خوام در موردش صحبت کنم. فقط همینو بهتون بگم که منتظر این نباشید که یک پاتمن و یا ویجی در مجموعه شما وارد بشه و شما رشد کنید. بهتون قول میدم که اگه شما تغییر کنید، اگه بزرگ فکر کنید، اگه جهانی فکر کنید، اگه ارزش تکثیر شدن داشته باشید، مجموعه ای خواهید ساخت که تمامی افراد اون مثل شما حرف میزنن، مثل شما فکر می کنن و از همه مهمتر مثل شما عمل می کنند! |
